گامی به سوی خداباوری

اگر خدا جهان را آفرید، پس چه کسی خدا را خلق کرده⁉️


پاسخ به منتقدان توسط جاناتان
اما خدا طبق تعریف خالق و مخلوق است زیرا علت العلل است بنابراین نیاز به علت ندارد ، بنابراین این سوال غیر منطقی است،
اگر جهان نیاز به یک علت دارد ، پس چرا خدا بی نیاز به یک علت است؟▫️ و اگر خدا به علت نیاز ندارد، چرا باید جهان به یک "علت"نیاز دارد؟؟

می توانید از استدلال زیر استفاده کنید:
در مقابل، شواهد خوبی است که جهان آغازی داشته است. این از قوانین ترمودینامیک، قوانین اساسی ترین علم فیزیک می باشد.
 

قانون اول: مقدار کل جرم و انرژی جهان در فیزیک کلاسیک ثابت است.

 
⚡️قانون دوم: مقدار انرژی موجود برای کار در حال اجرا است که بالأخره تمام می شود، یا انتروپی تاحداکثر در حال افزایش است. اگر مقدار کل حجم انرژی محدود است، و میزان انرژی قابل استفاده در حال کاهش است، پس جهان نمی تواند برای همیشه وجود داشته  باشد، در غیر این صورت تمام انرژی قابل استفاده  رادر جهان در حال حاضر دچار مرگ گرمایی شده بودند.


برای مثال، همه اتم های رادیواکتیو پوسیده بودند، هر بخشی از جهان به همان درجه حرارت بود، و هرگز هیچ تحول و کاری ممکن نبود.

بنابراین استنباط بدیهی این است که جهان از یک زمان مشخص با تعداد زیادی از انرژی مصرفی آغاز شده و در حال حاضر در حال اجرا کردن همین کار است و در نهایت مقدار انرژی قابل استفاده به پایان خواهد رسید.

در حال حاضر، اگر پرسشگر بپذیرد که جهان آغازی داشته است، اما این آعاز نیاز به علت داردیا ندارد؟⁉️❕

بدیهی است که چیزهایی که آغاز دارند  علتی هم دارند که هیچ کس واقعا آن را انکار نمی کند و نمی تواند چنین کاری کند.

اگر قانون علیت نباشد همه علوم و تاریخ محکوم به فنا بودند چون درقانون علت و معلول وجود نداشت.


همچنین، جهان نمی تواند علت خود باشد شما حتی  نمی توانید خود را ایجاد کنید، چرا که بدان معنی است که قبل از وجود آن به وجود نیازمندیم،بنابراین این که جهان بدون علت بوجود آمده از نظر منطقی پوچ است.

در خلاصه جهان (ازجمله زمان) را می توان نشان داده شده است آغازی داشته است.
این غیر منطقی است باور اینکه چیزی که شروعی دارد بدون علت به وجود آمده باشد.‼️ بنابراین جهان نیاز به علت دارد.

خدا، به عنوان خالق زمان، خارج از زمان است. از آنجا که او در نتیجه هیچ آغاز زمانی ندارد،بنابراین او همواره وجود داشته، به طوری که نیازی به علت ندارد.

فقط دو راه برای تکذیب یک استدلال وجود دارد:
نشان دهد که از نظر منطقی نامعتبر است یا نشان دهد که حداقل یکی از پیش فرض ها نادرست است.⁉️


الف) آیا استدلال معتبر است؟ استدلال معتبر استدلالی که در آن خللی واضح باشد برای محل غیر ممکن است درست باشد و نتیجه درستی ندارد و به این دلیل نتیجه غلط است.

 توجه داشته باشید که اعتبار استدلال در حقیقت به محل بستگی ندارد، اما در شکل استدلال ممکن است.
 بحث در این مقاله معتبر است زیرا پیش فرض ها همگی معتبر اند.

1.آیا جهان آغازی دارد؟

ایده های جهان نوسانی، توسط ملحدانی مانند مرحوم کارل سیگبن و ایزاک آسیموف معروف شده است صرفا برای جلوگیری از مفهوم  آغاز داشتن جهان می باشد،و این گونه خود را از  خالق جهان فراری دهند.


اما همانطور که در بالا توضیح داده شده است، در قوانین ترمودینامیک به خصوص قانون دوم ترمودینامیک  این استدلال تخیلی و غیر علمی را رد می کند.حتی یک جهان نوسانی نمی تواند به قوانین ترمودینامیک  غلبه کند.


اگر جهان نوسانی باشد هر یک از چرخه های فرضی قابل استفاده نیاز به تزریق انرژی بیشتر دارد چون قانون دوم ترمودینامیک قابلیت کاربرد مجدد انرژی را سلب کرده.

این به این معنی است که هر چرخه از چرخه قبلی بزرگتر و طولانی تر است، بنابراین به دنبال عقبگرد در زمان چرخه کوچک تر و کوچک تر خواهد بود.

حتی مدل جهان نوسانی نمی تواند اثبات کننده بی نهایت باشد و خود این مدل هم نیازمند آغاز خواهد بود.

همچنین، بسیاری از شواهد نشان می دهد که مقدار جرم بیش از حد ،مورد نظر است و قدرت جاذبه برای متوقف کردن گسترش جهان کافی نیست و حتی شواهدی وجود دارد که اثبات می کند جهان یک سیستم بسته نیست بلکه یک سیستم "باز" است.
 
 
با توجه به بهترین تخمین )حتی اعطای فرض های قدیمی زمین)، جهان هنوز فقط نیمی از حجم لازم برای انقباض دوباره را داراست.
 
این شامل ترکیبی از کل ماده نورانی و ماده غیر نورانی (که در هاله کهکشان)، و همچنین هرمقدار ممکن از نوترینوها به کل مقدار  میباشد.
 
سوم: برخی شواهد برای جهان "باز" تاکید می کند که از تعداد نور شیشه رنگی خم لنزهای گرانشی است.
 
چهارم:
همچنین، تجزیه و تحلیل ابرنواختر نوع" Ia" نشان می دهد که نرخ انبساط جهان است که  حتی برای انقباض شدن دنیا در یک یک سیستم بسته اندازه کافی  نیست.
 
در ضمن، این حجم کم نیز یک مشکل عمده برای "تورم"نسخه شیک در حال حاضر، نظریه انفجار بزرگ، به عنوان این پیش بینی چگالی جرم را درست در آستانه سقوط-یک جهان با هندسه تخت بیان می کند

در نهایت، هیچ مکانیزم شناخته شده ای به گزاف گویی درباره بیگ گرانچ اجازه نمی دهد .



 همانطور که پروفسور بئاتریس تینسلی از دانشگاه ییل توضیح داد، حتی اگر ریاضیات می گوید که جهان نوسانی است، هیچ مکانیزم فیزیکی شناخته شده ای برای بازگشت فاجعه آمیز از بیگ بنگ وجود ندارد .

کاغذ خاموش و جهان واقعی از فیزیک، این مدل شروع ازانفجار بزرگ، گسترش، سقوط، و این پایان همه چیز است.

هر چیزی که یک آغاز دارد دارای علتی می باشد
جهان دارای آغاز است.
بنابراین جهان علتی دارد.

این مهم است که بر کلمات به صورت پررنگ تاکیید کنیم .

دلیل نیاز جهان به علت در آغاز آن است، که درزیرعنوان خواهد شد و اثبات خواهیم کرد.
خداوند، برخلاف جهان، آغازی نداشته است، بنابراین نیازی به علت ندارد.
علاوه بر این، نسبیت عام اینشتین، که با تجربه و آزمایش ثابت شده است، نشان می دهد که زمان با زمان و فضادر ارتباط است.
پس زمان، خود همراه با ماده و فضا آغاز شده است.
از آنجا که بنابه تعریف، خدا خالق کل جهان است، بنابراین خالق زمان نیز می باشد.
بنابراین او درابعاد زمانی که خود ایجاد کرده  محدود نیست، بنابراین هیچ آغاز زمانی در خداوند جهان نیست ، او یکی است و ابدی است پس نیازی به علت ندارد.

2.انکار علت و معلولی توسط کوانتوم:

برخی فیزیک دانان ادعا می کنند که مکانیک کوانتومی نقض قانون علت و معلولی را عملی می کند/مکانیک کوانتومی اصل علت و معلولی را رد می کند ومی تواند از هیچ، چیزی بوجود آورد.‼️


به عنوان مثال، لاورنس کراوس می نویسد: ... فضا-زمان می تواند از هیچ به عنوان یک نتیجه از یک انتقال کوانتومی ظاهر می شود. ... ذرات می توانند از هیچ جا بدون علت خاص پدید آیند و گویا همینطور به نظر می رسد ...!!!❕❗️❗️

با این حال دنیای مکانیک کوانتوم به طور عادی چیزی از  هیچ بوجود نمی آورد این سوءاستعمالی بزرگ از مکانیک کوانتوم است.
مکانیک کوانتوم هیچ وقت چیزی از هیچ چیز تولید نمی کند.
دیویس و دیوید آلبرت تاکید کردند که داستان تخیلی و عجیب غریب کراوس پذیرفته نیست، و اصلا نباید جدی گرفته شود.
نظریه هایی که ادعا می کنند جهان یک نوسان کوانتومی است باید پیش فرض این را داشته باشند که چیزی که برای نوسان-خود خلاء کوانتومی 'بسیاری از potential- ماده- پاد ماده وجود دارد  «هیچ چیز» نمی باشد.


همچنین، مقدار زیادی از تجربه نظری و عملی در مکانیک کوانتومی )QM( به عنوان مثال، طیف سنجی رامان یک پدیده QM است، اما از موج و شدت باندهای طیفی، ما می توانیم کار کردن حجم اتم ها و نیروی ثابت از اوراق قرضه باعث باند بشویم.


برای کمک به موقعیت ملحدانه که جهان به وجود آمده بدون علت است آنان باید این پیش فرض را داشته باشند که پیدا کردن ذرات بدون باند رامان ظاهر می شوند❕❕ بدون اینکه انتقال در حالات کوانتومی ارتعاش، و یا ذرات آلفا که بدون هسته از پیش موجود بوده و غیره اگر QM عنوان acausal بود باعث عنوان برخی از مردم فکر می کنند، پس ما باید فرض کنیم که این پدیده یک علت است.

اگر جهان بی علت است باید همه مجلات طیف سنجی ترک کار کنند و هیچ پژوهشی در عرصه فیزیک هسته ای صورت نگیرد▪️

آیا خلقت توسط خدا منطقی است؟

آخرین تاکتیک شک گرایان برای خودداری از نتیجه ای که وجود خداوند را  ثابت می کند این است که می گویند خلقت در زمان متناقض است.دیویس به درستی اشاره می کند که ازآنجا که خود زمان با آغاز جهان آغاز شده است، بی معنی است که در مورد آنچه قبل از آغاز جهان وجود داشته صحبت کنیم.
اما او ادعا می کند که علت ها باید قبل از معلول ها وجود داشته باشند.
پس اگر هیچ چیز قبل از آغاز جهان اتفاق نیفتاده باشد، آن وقت بنابر دیویس پوچ است که درمورد علت آغاز جهان بحث کنیم. ⁉️

اما ویلیام لین کرایگ (Wiliam Lane Craig) فیلسوف رد انتقادی عالی به دیویس، اشاره می کند که دیویس در علم فلسفی خود ناقص است.
فلاسفه دیرزمانی است که درمورد علت و معلول همزمان بحث می کنند.

ایمانوئل کانت (Immanuel Kant) مثال وزنه ای که روی بالشتک قرار دارد و به طور همزمان موجب فرورفتن آن می شود را ذکر می کند.🏳
کرایگ می گوید
اولین لحظه زمان لحظه عمل خالقانه خدا و  پدید آمدن همزمان خلقت بوده است.

برخی شک گرایان ادعا می کنند که همه این تحلیل ها تجربی است چون این ذات علم است.بنابراین از این نمی توان برای اثبات خلقت توسط خدا استفاده کرد.البته، شک گرایان نمی توانند هر دو طرف آنرا ادعا کنند و بگویند که کتب آسمانی نادرست است چون علم آنرا ثابت کرده اما اگر علم با آن کتب تناقضی نداشته باشد، باز هم علم تجربی است.

جمع بندی نهایی

کتب آسمانی می گویند، زمان بعدی است که خداوند خلق کرده است  که انسان تحت تسلط آن است.همچنین می گویند که یک روز دیگر زمانی وجود نخواهد داشت که ابدیت نامیده می شود.
خود خداوند خارج از این بعدقرار دارد. او در ابدیت است و تحت تسلط زمان نیست. خدا قبل از به وجود آمدن تاریخ آن را بنا کرده است.✨ او می تواند بین زمان ها حرکت کند درست مثل انسان که کتاب تاریخ را ورق می زند.
ازآنجا که ما در بعد زمان زندگی می کنیم، برای ما غیرممکن است که چیزی که ابتدا یا انتهای زمانی نداشته را درک کنیم.باید خیلی ساده واقعیت را بپذیریم و ذات ابدی خداوند را قبول کنیم همانطور که قبول می کنیم مکان هیچ ابتدا و انتهایی ندارد، گرچه این افکار فشار وحشتناکی بر مغز محدود ما وارد می کند.

منابع:


References and notes



Actually, the word ‘cause’ has several different meanings in philosophy. But in this article, I am referring to the efficient cause, the chief agent causing something to be made. Return to text.
Novikov, I.D. and Zel’dovich, Ya. B., 1973. Physical Processes Near Cosmological Singularities. Annual Review of Astronomy and Astrophysics 11:387–412. On p. 402, the authors point out: [E]very cycle involves irreversible generation of entropy. If the baryon number remains constant, the total mass and pressure must both increase from cycle to cycle, hence the maximum radius must increase from cycle to cycle, as shown in Figure 4. The multicycle universe therefore has an infinite future, but only a finite past. Return to text.
Schramm, D.N. and Steigman, G., 1981. Relic Neutrinos and the Density of the Universe. Astrophysical Journal 243:1–7. Return to text.
Watson, A., 1997. Clusters point to Never Ending Universe. Science 278(5342):1402. Return to text.
Perlmutter, S. et al., 1998. Discovery of a supernova explosion at half the age of the universe. Nature 391(6662):51. Perspective by Branch, D. Destiny and destiny. Same issue, pp. 23–24. Return to text.
Glanz, J. New light on the fate of the universe. Science 278(5339):799–800. Return to text.
Guth, A.H. and Sher, M., 1983. The Impossibility of a Bouncing Universe. Nature 302:505–507. Return to text.
Tinsley, B., 1975. From Big Bang to Eternity? Natural History Magazine. October, pp. 102–5. Cited in Craig, W.L., 1984. Apologetics: An Introduction , Chicago: Moody, p. 61. Return to text.
Davies, P., 1983. God and the New Physics, Simon & Schuster, p. 215. Return to text.
Craig, W.L., 1986. God, Creation and Mr Davies. Brit. J. Phil. Sci. 37:163–175. Return to text.
Kay, M., 1996. Of Paul Davies and The Mind of God, J. Creation 10(2):188–193. Return to text.

http://creation.mobi/if-god-created-the-universe-then-who-created-god

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی