گامی به سوی خداباوری

رد شبهه ای مهم از ملحدین...!

| چهارشنبه, ۲۴ آذر ۱۳۹۵، ۰۳:۴۲ ب.ظ

بررسی تعاریف علیت و قانون علیت در فلسفه و فیزیک و ارتباط این قانون با خداوند



اصل عدم قطعیت هایزنبرگ به عنوان یکی از اصول بنیادی و در تعریف اغراق امیز اصلی ترین و بنیان علم فیزیک کوانتوم یکی از مواردی است که ابزار دست تزریق تفکرات بیمارگونه و ناقص آتئیسم و بی خدایی در جوامع بر علیه خداباوران شده است...!


👈اصلی که ملحد جماعت از آن نقض علیت را نتیجه میگیرند! در حقیقت اجتماع نقیضین را نتیجه میگیرند...!


👈اما به راستی تعریف این اصل چیست و تا چه حدی کشش بحث را دارا است...؟!


بحث عدم قطعیت طبق آنچه که در منابع آمده است این است که : ⬅️نمی توانیم موقعیت و سرعت ذره را به صورت همزمان و کاملا دقیق اندازه گیری کنیم

بعد از گذشت سال ها هنوز برای نگارنده مفهوم نیست که چگونه این اصل با این نکته نقض وجود خدا را انجام میدهد...!


 چگونه نبود حقیقت مطلق از آن استنتاج میشود؟
 چگونه این اصل به معنای نقض علیت است؟
 پاسخ این سوالات بصورت ادعایی صرف بدون دلیل قانع کننده عقلی داده شده است که در هر حال مقبول ذهن بشر نمی تواند باشد!


فارغ از نکات گفته شده ذکر این نکته که دانشمندان زیادی نیز بوده اند که این اصل را با قطعیت قبول نکرده اند بلکه ان را ناشی از ضعف امکانات و محدود بودن علم بشر دانسته اند از جمله اینشتین...!

👈اما با این حال جا دارد به گفته ملحد جماعت تن دهیم و با قبول تمام پیشفرض ها به نقد آنان بپردازیم:


1_از ادعا های ملحد جماعت در این باب این است که چون در کوانتوم طبق گفته این اصل نمیشود آینده سیستم را پیش بینی کرد پس علیت نقض شده است...!

لازم است ابتدا ملحد جماعت فرق علیت و موجبیت را بفهمند و سپس ادعا کنند...!
در فیزیک کلاسیک با فهمیدن اکنون یک سیستم اینده آن را می توانیم پیش بینی کنیم...!
اما در فیزیک جدید این خصوصیت وجود ندارد!و این ناشی از عدم قطعیت است!


نکته ای مهم که مطرح می شود این است که چه شخصی گفته است پیش بینی ناپذیر بودن به معنای عدم علیت است...؟!

 چه شخصی گفته است که هر علت فقط یک معلول می تواند داشته باشد؟


آیا سنخیت علت و معلول به معنای این است که علت مطلقا یک تاثیر میتواند داشته باشد؟ملحد جماعت از تفکر فلسفی اسلام که آلوده بدین مسائل غیر منطقی بشود!


نکته مهم این است که مناسبات بین اجزای دنیای اتم را فعلاً با علم محدود نمی شود پیش بینی کرد. انسان فعلاً با علم محدود نمی تواند در یک لحظه معین مطمئن بشود که ذره ای کوچک در لحظه بعد را پیش بینی کند. اگر ورود یکی از اجزای اتم را به نقطه ای معین حادثه تلقی کنیم، خودش نیز اثبات کننده یک رابطه علت و معلولی ضعیف در کوانتوم است که فعلاً هستی آن قابل پیش بینی نیست. این که احتمال به وجود آمدن ذرع به مقدار انحنا مربوط است کاملاً واضح بیان کننده نوعی ارتباط علت و معلولی ضعیف است.و برای این کع برای بوجود آمدن ذره همین را علت واقعی بدانیم یا نه، مربوط به علم فلسفه است ،نه فیزیک و پوزیتیویست گرایی ملحد جماعت...!


2_نکته بعدی این که نبود علیت و رد آن آیا به منظور خلق از عدم نیست...؟!

 آیا اگر بگوییم علیت نقض شده است دچار این سوال نخواهیم بود که پس چطور اتفاقی افتاده است یا چیزی بوجود آمده است...؟!

👈علیت به صورت تعریف عوام یعنی اینکه یک پدیده می شود علت و وجود بخش پدیده دیگر و بدون پدیده اول محال است پدیده دوم بوجود آید...!

👈با این حال اگر پدیده اول را حذف کنیم و بگوییم پدیده دوم بی علت است پس در این صورت این پدیده یعنی پدیده شماره دو چگونه و از چه چیزی بوجود آمده است؟از عدم مطلق...؟!


 اگر از عدم مطلق است که در این صورت محال عقلی پیش می اید زیرا خلق از عدم مطلق ممکن نیست عقلا...!
و اگر بگوییم از یک وجود دیگر! دیگر این نمی تواند نقض علیت باشد! فقط اشتباه در تشخیص علت بوده است!

 چون هم پدیده اولی وجود دارد هم دومی!
پس چگونه می توان از این اصل نبود علت را فهمید...؟!

نهایتاً می شود گفت یک سیستم پیش بینی پذیر نیست که این هم به معنای رد علیت نیست! بلکه ناآشنایی با علت است! گرچه از تعریف این اصل همین نیز بدست نمی آید...!

اما به فرض صحت مطلق و صد در صدی باز هم آنچه در اسلام گفته شده است کجا و این مسئله کجا...؟!


آنچه این سخن نهایتاً توان نقض آن را دارد علت نیست بلکه طبق فلسفه اسلامی معد است نه علت...!

طبق نظر علم و علت و معلول به هم می تواند تقدم زمانی داشته باشند مانند پدری که علت پسر است...!
 اما این مقبول فلسفه نیست بلکه فلسفه هر انفکاک زمانی در این باب را قبول ندارد! و این نکته رد این سخن است...!

در حقیقت آنچه در اسلام به عنوان علت گفته شده است معد نیست بلکه علت هستی بخش میباشد که ملحد جماعت به این سخن دقت نداشته اند...!


پس بهتر است ملحد جماعت به شبهه ای قدرتمند تر چنگ اندازند چرا که این نقص های ابرو بر مکتبی چون آتئیسم می تواند باشد...!


نکته اول : متأسفانه شما حتی قانون علیت را هم فهم نکرده اید که قانون علیت نمیگه هر چیزی علت می خواد ؛ بلکه میگه ؛
هر معلولی و یا ممکن الوجود و یا پدیده ای ( موجود نیازمند ) نیاز به علت دارد بنابراین اگر موجودی ناقص و یا پدیده نبود و یا ممکن الوجود نبود برای موجود شدنش نیاز به علت ندارد.


دوم : اگه منظورتان از نقض علیت ، نقض آن در ذرات کوانتومی است باز هم در اشتباه هستید و مثل طوطی فقط تقلید از بیسوادان بی دین کرده ایدو هیچ چیز در چنته علمی خود ندارید چون نقض علیت در مکانیک کوانتومی بر پایه احتمال است.


و بررسی علمی و فلسفه علم در بررسی صحت ادعای ملحدین...!

در دنیای کوانتوم برای اندازه گیری مکان الکترون ناگزیر باید از یک ذره فوتون بهره ببریم...!

هر چقدر طول موج فوتون کوتاه تر باشد، مکان الکترون دقیق تر معلوم می شود(فوتون به سمت الکترون شلیک میشود) طول موج کمتر به معنای فرکانس بیشتر است...!

طبق رابطه E=hfفرکانس بیشتر یک انرژی به سیستم تکانه الکترون وارد می کند، بنابراین ما هر چقدر بیشتر سعی بکنیم که مکان الکترون را دقیق تر اندازه بگیریم ،به همان اندازه مومنتوم یا (تکانهP=mv
الکترون با دقت کمتری اندازه گیری خواهد شد...!

این تعریف و خلاصه ای از عدم قطعیت هایزنبرگ است.


درس کوانتوم در این بیان خلاصه می شود
که هیچ پدیده ی بنیادی ، پدیده نیست تا آنکه مشاهده گردد") Ibid , P. 818
این درک جان ویلر از کوانتوم است.


تا کنون جا دارد بگوییم:
این خزعبلات های غیر علمی و توهمات خود را علم حساب نکنید عزیزان چون از تراوشات ذهنی شما که همگی چرند هستند سرچشمه می گیرند.

اصل عدم قطعیت,  طرد موجبیت و پیش بینی پذیری را نمود نه طرد علیت را ملحدین بر این باور خنده دار هستند که ممکن الوجودها هم طبق اصل عدم قطعیت می توانند از عدم و بی علت بوجود بیایند...!

آقای ماکس بورن می گویند :
این ادعای مکرراً بیان شده که فیزیک جدید علیت را طرد کرده است ، بی اعتبار است . درست است که فیزیک جدید بعضی از ایده های سنتی را کنار گذاشته یا اصلاح کرده است ولی آن (فیزیک جدید) اگر کاوش به دنبال علل پدیده ها را کنار می گذاشت ، دیگر علم به حساب نمی آمد ...!
(Born , M. , Natural Philosophy of Cause and Chance , Oxford University press , 1944 , pp 3-4)

علیت به مفهوم درست آن حذف نمی شود ، بلکه تنها یک تعبیر سنتی از آن که با دترمینیسم تطبیق می کند حذف می شود ... علیت در تعریف من این اصل است که یک وضعیت فیزیکی بستگی به دیگری دارد و کاوش علی معنایش کشف این وابستگی است . (Ibid , pp 101-102)


جهان از "هیچ کوانتومی " بوجود آمده است


آیا " هیچ کوانتومی" از قوانینی پیروی میکرده یا نه ؟ مثلا" از همین قوانین موجود در طبیعت.

دو حالت وجود دارد :
1- فرض کنیم جواب منفی بوده و حالات آن بر ما پوشیده است  .
در این صورت با چه ساز و کاری به نوسانات تارهای انرژی موجود در آن پی برده شده است...؟!

ادعای وجود نوسانات انرژی محال است ، چون قانون حاکم بر نوسانات و انرژی مربوط به آنها بعدا" حاصل و کشف شده اند...!

 و ادعای وجود نوسانات در " هیچ کوانتومی " یعنی حاکم بودن قوانین انرژی بر آنها .
و این محال است که هم از قوانینی پیروی کند و هم نکند...!

به عبارتی دیگر :
اگر قوانین طبیعت(مخصوصا" قوانین فیزیکی) هنوز بوجود نیامده بودند و بعد از انفجار و تشکیل ماده بوجود آمدند ، در اینصورت " هیچ کوانتومی "  دارای چه شعوری بوده و بر اساس کدام قانون ، انفجاری را صورت داده و جهان را بوجود آورده است...؟!

زیرا "هیچ کوانتومی"  قبل از انفجار بوده و قوانین شکل نگرفته بودند...!
 
2- فرض میکنیم جواب مثبت بوده و قوانینی بر آن حاکم بوده است...!
بر اساس این قوانین و در اثر ساز و کارهایی انفجار شکل گرفته و جهان بوجود آمده است...!

در اینصورت مسئله برای همه روشن است ، زیرا  قوانینی از قبل بوده است و هر دو گروه اتئیست ها و با خدایان به آن معترف هستیم ، با این تفاوت که ما ابن قوانین را خدا مینامیم و آنها هر چه دوست دارند بنامند...!
ولی باید توضیح دهند که قانون چطور میتواند فاعل باشد تا بر ما نیز روشن گردد.

در رابطه با اصل عدم قطعیت بحث های متعددی شده که به نظر بنده بد نیست از ریشه کوانتوم را بررسی ای کوتاه انجام بدهیم.

مکانیک کوانتوم یک مکانیک فوق العاده دقیق است.(و هیچ کسی نمیتواند این ادعا را بکند که این مکانیک دقیق نیست.در مکانیکی که الکترون ها با سرعت 1000کیلومتر برثانیه در مداری های مختلف در چرخش هستند و هنوز کم ترین بی نظمی بر طبق اصل آنتروپیک در نیرو های وارده بهش دیده نشده ادعای دقیق نبودن نادرست است.)


👈👈پس مکانیک کوانتوم یک مکانیک دقیق هست.

اما بحث ها و مسائل از کجا آغاز میشود؟
درس کوانتوم در این بیان خلاصه می شود
که هیچ پدیده ی بنیادی ، پدیده نیست تا آنکه مشاهده گردد") Ibid , P.818

این درک جان ویلر از کوانتوم است. که بالاتر اشاره کردیم .

وجود ذره در کوانتوم ** بستگی ** به مشاهده کردن ما است.

مشاهده کردن ما با یک عدم قطعیتی در کمیت های ذره همراه شده است.


عدم قطعیتی در مکان و تکانه .
برای مثال وقتی میخواهیم مکان یک الکترون را بدست بیاوریم مجبوریم از یک پرتو با طول موج کوتاه بهره ببریم،طول موج کوتاه 👈به معنای فرکانس بیشتر است و هرچقدر فرکانس بیشتر باشد تکانه سامانه الکترون بیشتر تحت تاثیر قرار میگیرد

بنابراین ما وقتی میخواهیم مکان الکترون رو با دقت بیشتری اندازه بگیریم تکانه الکترون به همان اندازه با دقت کم تری اندازه گیری می شود.

این ها همه یک طرف بحث هست.یک طرف بحث که جنبه مهم ترش هم هست مسئله دترمینیسم یا علیت در فیزیک هست.

* علیت * در فیزیک با علیت در فلسفه متفاوت هست. علیت فیزیکی به معنای 👈قابلیت پیش بینی بودن است.


👈و نتیجه گیری خلاصه از فلسفه علم
انکار علت و معلولی توسط کوانتوم:

برخی فیزیک دانان ادعا می کنند که مکانیک کوانتومی نقض این علت و معلولی انجام می دهد /مکانیک کوانتومی اصل علت و معلولی را رد می کند می تواند از هیچ، چیزی بوجود آورد.

به عنوان مثال، لاورنس کراوس می نویسد: ... فضا-زمان می تواند از هیچ عنوان یک نتیجه از یک انتقال کوانتومی ظاهر می شود. ... ذرات می توانند از هیچ جا بدون علت خاص به نظر می رسد ...!!!
با این حال دنیای مکانیک کوانتوم به طور عادی چیزی از  هیچ بوجود نمی آورد این سوءاستعمالی بزرگ از مکانیک کوانتوم است.


 مکانیک کوانتوم هیچ وقت چیزی از هیچ چیز تولید می کند...!
 دیویس و دیوید آلبرت تاکیید کردند که داستان تخیلی و عجیب غریب کراوس پذیرفته نیست، و اصلا نباید  جدی گرفته شود زیرا داستان "کودکانه_ای" بیش نیست.


 نظریه هایی که ادعا می کنند جهان یک نوسان کوانتومی است باید پیش فرض این را داشته باشند که چیزی که برای نوسان-خود خلاء کوانتومی 'بسیاری از potential- ماده- پاد ماده وجود دارد نمی «هیچ چیز» باشد...!


 همچنین، مقدار زیادی از تجربه نظری و عملی در مکانیک کوانتومی (QM)  به عنوان مثال، طیف سنجی رامان یک پدیده QM است، اما از موج و شدت باندهای طیفی، ما می توانیم کار کردن حجم اتم ها و نیروی ثابت از اوراق قرضه باعث باند بشویم...!


 برای کمک به موقعیت ملحدانه که جهان به وجود آمد بدون علت است آنان باید این پیش فرض را داشته باشند که پیدا کردن ذرات بدون باند رامان ظاهر می شوند بدون اینکه انتقال در حالات کوانتومی ارتعاش، و یا ذرات آلفا که بدون هسته از پیش موجود بوده و غیره اگر QM عنوان acausal بود باعث عنوان برخی از مردم فکر می کنند، پس ما باید فرض کنیم که این پدیده یک علت است.

 اگر جهان بی علت است باید همه مجلات طیف سنجی باید ترک کار کنند و هیچ پژوهشی در عرصه فیزیک هسته ای صورت نگیرد.


نکت_ه

همه فیزیکدانان می دانند که فیزیک هسته ای بیان کوانتوم است و در فیزیک هسته ای قانون علیت حکم فرماست! چطور در فیزیک کوانتوم ذرات بدون علت پدید می آیند؟!

توجه کنید که علیت  در مکانیج کوانتوم به معنای قابلیت پیش بینی است . یعنی اگر نتوانستیم رابطه ای را پیش بینی کنیم علیتی در کار نیست که با علیت فلسفی متفاوت است و باعث خلط مبحث می شود

مبنایی که ملحدین از مکانیک کوانتومی می گویند مبنای غلطی است. این ها می گویند اگر بتوانیم وقایع را پیش بینی کنیم خدایی در کار نیست...!

 اگر نتوانیم پیش بینی کنیم پای خدا وسط می آید...!
این ها را قبول نکنید و منتشر نکنید.

این اشخاص به ظاهر متخصص حتی تعریف خدا را هم نیز نمی دانند و #واجب_بالذات را با #خدای_حفره_ها خلط می کنند و فقر سواد #فلسفی خود را به نمایش می گذارند.

و همانطور که بالاتر اشاره کردیم حتی اگر این فرض را هم در نظر بگیریم به معنی نبود علت نیست به معنی نتوانستن پیدا کردن آن است.


نقدی فلسفی بر تفسیر ملحد جماعت از مکانیک کوانتومی!


آیا پوروتون خود به خود بوجود می آید و خود به خود از بین می رود؟؟؟



* حال به همین جمله «پروتون‌هایی هستند که هر وقت می‌خواهند به وجود می‌آیند و نابود می‌شوند» دقت بنمایید؛ این پروتون‌ها قبل از پیدایش دقیقا کجا هستند که هر وقت اراده می‌کنند و می‌خواهند به وجود می‌آیند؟ مگر می‌شود موجودی قبل از به وجود آمدن، اراده کند مگر چنین چیزی امکان دارد؟! مگر ◀️هیچ و عدم▶️ قدرت اراده دارد؟!

*اگر دقت کنید، برای این که اثبات کنند «پیدایش ذرات در کوانتوم علتی نمی‌خواهد» کماکان نیز ناچارند «علتی» را بیان نمایند. یعنی برای رد و تکذیب علت نیز ناچارند به ◀️علت▶️ متوسل بشوند.

بعد می‌گویند: رابطه علیت وجود ندارد و این مورد استثنائا علت نمی‌خواهد؟ آخر این چه حرفی است؟!آیا ذهن سالم چنین موردی را قبول می کند؟؟!


شعار غیر علمی «هیچ حادثه‌ و علتی منجر به انفجار بزرگ یا همان Big bang نشده است» را تصور کنید. عالم هستی ◀️وجود▶️ نداشت، یعنی عدم محض که حتی قابل تصور هم نمی باشد، چرا که هیچ مطلق قابل تصور نیست و فقط هستی متصور می‌شود. حال نیز سوالی پیش می آید: انفجار در عدم یعنی چه که حالا علت داشته باشد یا علتی نداشته باشد؟ مگر در عدم انفجاری رخ می‌دهد آیا چنین چیزی امکانش هست، مگر هیچ مطلق با هیچ مطلق تصادف دارد؟ آن هم تصادفی که منجر به پیدایش هستی شود!!!آن هم نیز تصادفی با چنین ظرافت و تنظیمات دقیق و آنتروپی بسیار کنترل شده!!اصلا چنین تصادفی امکان دارد؟!


 آیا این شعار به دور از  عقل سالم و غیر علمی نیست؟ اینها حتی نمی تواند نظریه‌ باشد، بلکه فقط شعار است که برای  تبلیغات و کسب در آمد بیان می‌شود، وگرنه بعید است خودشان این را  قبول داشته باشند.
دقت کنید که برای برای اثبات این که «علت نمی‌خواهد و لازم ندارد» مجبور هستند به ذکر کرد «علت» متوسل بشوند.

 آیا امکانش است که انسان عاقل، علتی را بر رد ضروریت علیت بیان کند؟


قصه هستی و پیدایش دنیا را از «میدان گرانشی و از سیاه چاله ها» آغاز می‌کنند، در حقیقت در نظر این اشخاص این دنیای هستی،مانند کتاب فرتوت و کهنه ای است که ◀️اول و آخرش▶️ افتاده است و خبری از آن نیست.
بالأخره چیزی باید وجود داشته باشد که در آن میدان گرانشی به وجود بیاید، فضا و آسمانی باید باشد که در آن کهکشان‌ها و حرکت وجود داشته باشند تا سیاه چاله ای به وجود بیاید.


👈اما نکته جالب این است که می‌گویند: در دورن سیاه‌چاله ها زمان محبوس می‌شود و آثاری از زمان نمی ماند و زمان از بین می‌رود، بعد نتیجه برای خود نتیجه می گیرند: «پس خداوندی نیست»!

آخر این موضوع چه ربطی دارد؟ آیا زمان به داخل سیاه چاله رفته، محبوس شده و سپس نابود می‌شود و یا اصلا وارد یل اصلا وارد سیاه چاله نشده است؟

👈اصلا زمان چه معنایی دارد؟ مگر زمان ساعت است که از اینطور بیان می کنند؟ زمان به معنی «تقدم و تأخر»است،حال آیا در فعل و انفعالات سیاه چاله هیچ تقدم و تأخری وجود ندارد که چنین می گویند؟

👈آن ها برای این که ◀️نفهمیده‌اند▶️ اگر زمان بر خدای پدید آورنده اولویت داشته باشد، اولا همان زمان، به پدید آورنده‌  دیگری نیاز دارد و ثانیا آن خدایی که «قبل – بعد و زمان» به او راه داشته باشد، خودش پدیده است و مخلوق و نه پدید آورنده اصلی.

👈پس چطور از فرض و حدسیات حبس و نابودی زمان در درون سیاهچاله ها،برای خود نتیجه می‌گیرند که «خدایی وجود ندارد»کدام انسان عاقل چنین دلایلی ذکر می کند؟!


👈چنین امکانی نیست که اگر عالم و خلقت دنیا بر اساس نظامی حکیمانه و برنامه ریزی شده استوار نبود و قوانین بسیار مهم و سازنده ای مانند«حادث و محدث عالم» - «علت و معلول عالم» - «نظم و ناظم عالم» - «حرکت و محرک عالم» و... در نهایت بالأخره «پدیده و پدید آورنده»یا «خالق و مخلوق» بر آن حاکم نبود، نه تنها هیچ علمی قابل کشف و اثبات نمی بود، بلکه هیچ حیاتی هستی ای وجود نداشت که در آن انسانی هم باشد و سعی در شناخت آن داشته باشد.

👈موضوع ما این است که احتیاط کنیم و متذکر باشیم که، با تبعیت از دانشمندان بی خبر از فلسفه در غرب که طبل علم آنها گوش عالم را ناشنوا کرده است ها، ذهن خود را مجهور حرفای آنان نکنیم تا با هر فرضیه یا نظریه و  کشف علمی، زود نتیجه بگیریم «پس خدا نیست»!

👈این نتیجه‌گیری ها، نه با عقل تطبیق دارد و نه با علم هموار است، بلکه فقط هوای نفس و مادی طلبی این اشخاص است.


👈رد کردن خداوند توسط کوانتوم مانند این است که بگویند: زمین گرد است بنابراین خدا نیست – زمین به دور خورشید می‌چرخد بنابراین خدا نسیت

(در درون اتم پروتون وجود دارد بنابراین خدا نیست)

انسان توانسته مقدار محدودی آسمان اول و تعدادی از کهکشان‌ها، ستارگان و سیاه چاله‌ها را بشناسد بنابرای خدا نیست)

کهکشانی کشف شده که فقط از گاز است بنابراین خدا نیست و ذره ای جدید کشف شد بنابراین خدا نیست و  ما فهمیدیم ترکیبات خون چیست و یا سلسله اعصاب انسان و مغز چگونه کار می‌کند و اکتشاف جدیدی درباره سلول ها انجام شد و ...، پس خدا نیست؛ هیچ منطقی با خود ندارد، چه رسد به این که بوی منطق و عقلانی بودن  و نکته  علمی تجربی داشته باشد.


👈همین که از هر اکتشاف و نظریه ای نتیجه می‌گیرند: «پس، خدا نیست»، یعنی به ضروریت قانون رابطه «علیت» اعتراف می کنند ، نتیجه‌ اشتباه بیان شده را «معلول» و یافته علمی را «علت» بر می‌شمرند.

 اگر رابطه علت و معلول و نظم حاکم علمی در عالم هستی وجود نداشته باشد، هیچ یافته‌ای قابل اثبات نخواهد بود.

چگونه بشر می ‌تواند بگوید: ویروس علت و بیماری معلول است و نیز بیان کند: هیچ ضرورتی برای علت و معلول وجود ندارد و  تا یک حدود مشخصی وجود دارد و بیشتر از آن وجود ندارد؛ برای اثبات این نظریه غلط نیز باید دلیل و علت ذکر کنند، یعنی علت و معلول را وسط بکشند.


و بدانید که «علت و معلول» نیز فقط یک لفظ یا واژه‌ نیست، بلکه یک رابطه‌ی قانونمند است که حتی بطلان دور و تسلسل را هم نیز به اثبات می‌رساند.

👈از این رو مردم عزیز و به ویژه جوانان و اشخاصی که مطالعه کافی ندارند، دقت کنند که تا دو تا کتاب از اشخاصی مثل استیون هاوکینگ یا لاورنس کراوس که اشخاص که فیزیک دانان متعصب و ضد وجود خدا هستند  مطالعه می کنند و یا با دو کشف علمی آشنا می‌شوند و یا با نطریه و یا فرضیه ای آشنا می‌شوند، زود نتیجه گیری نکنند: «پس خدا نیست».



و خندیدن به شبهات غیر علمی ملحد جماعت همچنان ادامه دارد...!


منابع :


1) کتاب"تحلیل دیدگاه های فلسفی فیزیکدان های معاصر" فصل 1 و 2 _مهدی گلشنی

2) کتاب "خدا و فیزیک مدرن" فصل 3_پروفسور پائول چارلز ویلیام دیویس

3)مقاله "خدا در فیزیک" از دکتر مهدی گلشنی

4)William Lane Craige/The kalam cosmological argument

5) علامه طباطبایی؛ اصول فلسفه و روش رئالیسم؛ جلد سوم؛ مقاله 'علیت تنها قانون تجربی نیست"

6) مجموعه ‏آثارشهیدمطهرى ج‏1 ص493

7) Tinsley, B., 1975. From Big Bang to Eternity? Natural History Magazine. October, pp. 102–5. Cited in Craig, W.L., 1984. Apologetics: An Introduction , Chicago: Moody, p. 61.

8) Davies, P., 1983. God and the New Physics, Simon & Schuster, p. 215

9) Craig, W.L., 1986. God, Creation and Mr Davies. Brit. J. Phil. Sci. 37:163–175

10) Kay, M., 1996. Of Paul Davies and The Mind of God, J. Creation 10(2):188–193

11) http://www.reasonablefaith.org/in-defense-of-the-kalam-cosmological-argument

12) http://creation.mobi/if-god-created-the-universe-then-who-created-god

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی