گامی به سوی خداباوری

برهان نظم به سبک نوین

| چهارشنبه, ۱۰ آذر ۱۳۹۵، ۰۵:۰۹ ب.ظ

برهان نظم به سبک نوین


√تعریف برهان نظم؛
مجموعه ای است که اجزای آن به نحوی در کنار هم و در ارتباط با یکدیگر قرار گرفته باشند که در مجموع هدف مشخصی را تعقیب میکند.



پس دو عنصر اصلی و سازنده نفهوم نظم این است؛
1.طراحی و برنامه ریزی
2.هدف مندی

√تقریرات برهان نظم؛


1.از باب قانون علیت؛نظم همیشه از علم ناشی میشود. چه این نظم در کار انسان باشد مثل ساختن ساختمان و همچنین در نظام طبیعت جانداران و ستارگان و... همه نشان  دهنده این است که "ناظمی که دارای علم و اختیار است" عالم را به نظم در آورده است.

2.از باب تمثیل؛ همانطوری که نمیشود خانه , ماشین و... سازنده ای نداشته باشد , در نظام طبیعت هم نظمی که در جانداران و غیره است نمیتوان گفت خود به خود و تصادفا محقق شده. پس حتما باید ناظمی داشته باشد.
یعنی حکم الامثال فی الامثال واحد.

3.برهان هدفمندی؛ ما مشاهده میکنیم که پدیده های منظمی همواره به سمت غایتی در حرکتند. از طرفی آنچه فاقد علم و آگاهی است , نمیتواند به سوی غایتی به راه افتد. مگر اینکه موجودی علیم و هوشمند او را هدایت کند.
موجود منظم خود فاقد علم و آگاهی است بنابراین موجودی آگاه و با تدبیر آن هارا به سمت غایت هدایت میکند.

4.در برهان نظم از موارد جزیی نظم , پی به ناظم حکیم برده میشود. امروزه بعضی برآنند که برهان نظم غیر از برهان غایی است. تاکید برهان نظم بر موارد جزیی نظم است , اما برهان غایی سخن از یک مجموعه هماهنگ به نام جهان , میزند.

5.برهان غایی؛ تاکید برهان غایی بر هماهنگی و نظم کل عالم است. تا از این رهگذر ناظم حکیم را برای کل عالم اثبات کند. چنین هماهنگی و نظمی رامیتوان از ارتباط و سازگاری اجزای عالم با همدیگر به اثبات رساند.


√مقدمه؛
# این گفته که جهان نظم دارد.منظور از جهان , متن واقع و هستی به علاوه نفس انسان است.
در صغری گفته شده است که جهان نظم دارد.
این قضیه اگر به نحو جزیی باشد , نتیجه هم جزیی میشود و اگر صغری کلی باشد , نتیجه هم کلی میشود؛ چون که نتیجه تابع اخص مقدمتینه.
پس در برهان ما باید مشخص بشود که بعض جهان نظم دارد یا کل جهان.

# اما مفهوم مجموعه ، یکی از مفاهیم کلیدی در برهان نظم است.
مجموعه ما دارای اجزاء و نتیجه و ارتباط بین اجزا میباشد.
مثلا؛
A + B = C
اجزاء در اینجا A و B میباشد. و C نتیجه و غایت میباشد که در کل همه باهم میشوند یک مجموعه.

# هدف ؛ هدف همان غایت و نتیجه ای است که مجموعه آن را تعقیب میکند.
این غایت به 3 صورت میباشد.
1.نظم زیباشناختی؛ اگر گروهی از عناصر و اجزاء به شیوه خاص کنارهم قرار بگیرند که درک و مشاهده آن ها لذت بخش باشد یا سبب حیرت شود , به آن نظم زیبا شناختی میگویند.
2.نظم غایی؛ ساختار هایی که برای ایجاد یک نتیجه مشخص و با ارزش هماهنگ شده اند , نظم غایی دارند.
3.نظم علی؛ اگر عناصر خاصی در یک تقارن زمانی و مکانی رخ بدهند ما نمیتوانیم از نظم علی سخن بگوییم.

تفاوت نظم علی و غایی در این است که در نظم غایی ، نتیجه واجد ارزش است ولی در نظم علی این چنین نیست. اگر چنین تفاوتی نباشد هر رابطه علت و معلولی , حالتی از نظم غایی خواهد بود.

گفتن این که باد موجب حرکت خاک نرم در هوا میشود همانقدر صحیح است که بگوییم مکانیزم چشم باعث دیدن میشود. مورد اخیر نمونه ای از نظم غایی است , در حالی که حرکت خاک نرم در هوا اینگونه نیست زیرا ما دیدن را واجد ارزش میدانیم ولی حرکت خاک در هوا فاقد ارزش میدانیم.

# ارتباط اجزاء مجموعه؛ نظم از جهت پیوند بین اشیاء مختلف به 3 قسم تقسیم میشود؛
1.نظم اعتباری؛ این نظم , تابع قرار داد اعتبارکنندگان است.
نظم کتاب ها در کتابخانه بر اساس الگوی خاص
2.نظم صناعی؛ این نوع نظم بر اساس قوانین علمی و به هدف خاصی به دست انسان بر قرار میگردد؛ مانند نظم حاکم بر ساعت
3.نظم طبیعی؛ مانند نظم در بدن انسان ها و گیاهان و جانوران و...
این نوع نظم معلول ارتباط و ترتیب طبیعی و تکوینی حاکم بر اجزاء یک پدیده طبیعی است , نه ناشی از چینش قرار دادی یا صناعی اجزاء.

# مفهوم نظم؛ نظم از قبیل مفاهیم فلسفی یا معقول ثانی فلسفی است که در خارج حقیقتی را دارا است.نظم حالتی است که بر اجزاء مجموعه عارض میشود و ان را منظم میکند.

# معقولات به چند قسم میباشد:
*مفاهیم ماهوی یا معقول اولی
** مفاهیم فلسفی یا معقول ثانی فلسفی
***مفاهیم منطقی یا معقول ثانی منطقی

مفهوم کلی یا قابل حمل بر امور عینی است (اتصافش خارجی است) مانند مفهوم انسان که بر حسن و حسین حمل میشود: حسن انسان است.
و یا قابل حمل بر امور عینی نیست و تنها بر مفاهیم و صورت های ذهنی حمل میگردد(اتصافش ذهنیه) مثل مفهوم کلی و جزیی

اما اولی یعنی مفاهیمی که حمل بر اشیاآ خارجی میشن دو قسم هستش :
1ـ یک دسته مفاهیمی که ذهن خودکار از موارد خاص انتزاعع میکند. یعنی همینکه یکی یا چند ادراک شخصی به وسیله حواس ظاهری یا شهود باطنی حاصل شد ، فورا عقل مفهوم کلی آن را بدست می آورد. مثل سفیدی.
2ـ دسته دیگه مفاهیمی هستند که  انتزاع آنها نیازمند به کاوش ذهنی و مقایسه اشیاء با هم میباشد. مثل مفهوم  علت و معلول که بعد از مقایسه دو چیز که وجود یکی از آنها متوقف بر وجود دیگری است و با توجه به این رابطه انتزاع میشود.

اقسام معقولات را نباید دوتا تصور میکرد (یعنی قسم 1 ـ 2) در حالی که قسمی سومی هم وجود دارد.و دقیقا مشکل فلاسفه غرب در همین جا ظهور میکند.

√تبیین کامل برهان نظم

جهان متشکل از مجموعه های بسیاری است که هر یک از,این مجموعه ها نیز از مجموعه تشکیل شده اند.
هر مجموعه دارای اجزایی میباشد که این اجزاء با یکدیگر در ارتباط و هماهنگی میباشند و به سمت نتیجه و غایتی تعاقب دارند.
مثلا؛ اب دریا عنوانی است برای یک مجموعه که از بسیاری از مجموعه های دیگر
(مولکول های آب) پدید آمده است.که این مولکول ها از,دو عنصر بوجو اومده اند.
و خود این عنصر نیز متشکل از اجزاء میباشد.
مثلا هیدروژن متشکل از یک پروتون و یک نوترون میباشد
و یا اکسیژن متشکل از 8 پرواون و 8 نوترون و 8 الکترون میباشد. و همینطور...

بنابراین یک الکترون و یک نوترون دو جزء مجموعه هستن که نتیجه ای را تعاقب میکنن و این نتیجه همان هیدروژن است

√این اجزاء با ارتباط و هماهنگی و بسیار دقیق که یک نتیجه را تعقیب میکند , این را نظم میگویند.√


همانطور که گفته شد جهان دارای نظم است.

خب بر چه اساس گفته میشود جهان نظم دارد؟؟؟

برای فهم دقیق تر نظم در جهان از مفهوم قانون کمک میگیریم.
وجود قوانین حاکم بر جهان دلالت بر وجود نظم میکند.

همه فیزیکدانان اعم از ملحد و موحد به وجود قوانین اعتقاد دارند و یقین دارند که بر جهان ماده قوانینی حاکم است.
اینکه از ترکیب اکسیژن و هیدروژن , مولکول اب بدست می آید ، این قانون از کجا آمده است؟؟؟
چرا باید از تشکیل این دو عنصر , مولکول آب پدیدار بشود؟؟؟

وجود چنین قوانینی که حاکم بر جهان است به خاطر پذیرفتن اصل علیت است.

وقتی از دانشمند ملحدی سوال کنید که وقتی با ترکیب اکسیژن با هیدروژن , مولکول آب پدیدار میشود , آیا این نتیجه ای که حاصل مجموعه هست , تصادفا نتیجه را تعقیب کرده یا بر اساس علتی بوده است؟؟؟
خب اگر بگوید همینطوری بوده , دچار سفسطه شده است و از محل نزاغ خارج است و هیچ برهان دیگری حتی بر وجود این شخص هم نمیشود ارایه کرد,چون معلول بدون علت پذیرفته.
و اگر کسی بگوید که این بر اساس علتی بوده , وجود قوانینی حاکم بر جهان ماده را پذیرفته است.
خب چهان پر است از واحد های نسبی.
یعنی ماده مساوی ترکیب است و هر ترکیبی شکلی را دا را است.
پس هم اجزاء وجود دارد و هم نتیجه.
و یک چیز مهم تر وجود دارد که آن هم وجود رابطه ای بین اجزاست که غایتی را تعقیب میکند.
این همان نظم است , که وجود قوانین حاکم بر جهان ماده دال بر وجود نظم است و دلیل اساسی بر وجود قوانین اصل علیت است که کلیت و ضرورت را داراست.


اما ممکن است کسی سوال کند که ممکن است این قوانین بعد ها نقض شود و یا تغییر کند. پس نمیشود صد در صدی به وجود نظم پی برد.


در جواب گفته میشود که منظور از,قوانین مصادیق آن ها نیست.بلکه قوانین بما هی قوانین.
اینکه دانشمندی با مطالعات دقیق تر و دقت بیشتر به فهم یک مطلب پی میبرد و قانونی را تغییر میدهد , این خود نشان از وجود قانون در جهان است.
ولی ما آن را دقیق نفهمیدیم.
درست است که قانونی را اشتباه فهمیدیم ولی اشتباه از جانب ماس و آن حقیقت قانون پابرجاست.
اگر کسی فی نفسه به وجود قانون اعتقاد نداشته باشد علیت در نزد او بی معنا میشود و به سفسطه کشیده میشود.

و نکته دیگر اینکه ما با استفاده از اصل علیت , از اصل برهان خارج نشدیم , چرا که اصل علیت پایه و اساس هر علم و تفکری است.
و ما با علیت نمیخواهیم علت العلل را ثبت کنیم و نه میخواهیم به واجب الوجود برسیم.

و همچنین ممکن است کسی بگوید که نظم ذاتی مجموعه هستش پس نیاز به ناظمی خارج از خودش ندارد.

در پاسخ به این , باید گفت که وقتی گفته میشود نظم ذات شیء است , در واقع باید به آن شیء وجه تمایز از هر وجود دیگری را بدهد. حتی تمایز از اشیاء با نظم دیگر.
در حالی که ذاتی بودن نظم , یه چیز کلیست. پس ذات یک شیء همان ماهیت آن هستش.

پس باید دقت کرد که در خارج ماهیت وجود ندارد،
چرا که ماهیت کلی است ولی مجموعه های خارج جزیی هستند.
و اینکه ماهیت معقول ثانی منطقی است در حالی که نظم معقول ثانی فلسفی است.
یعنی جایگاه ماهیت ذهن است ولی نظم در خارج موجود است و ما آن را به نحو انتزاعی تصور میکنیم.
ذات شیء همان تصور ما از حقیقت(همان وجود) شیء است.پس قرین آن میباشد.
در حالی که اجزاء قبل از تشکیل مجموعه نظم را دارا نبودند و بعد آن را دارا شدند.
یعنی معطی الشیء واجده.
کسی که چیزی رو عطا میکنه باید واجد آن باشد.
خب اجزایی که نظم را نداشتند و بعد آن را بدست آوردند , چطور آن را بوجود اوردند در حالی که آن را ندارند؟؟؟

و اینکه میتوان تصور کرد مجموعه ای را که نظم نداشته باشند.در حالی که اجزاء سر جایشان هستند.

پس نظم ذاتی یک مجموعه نیست.


خب اینجا ممکن است کسی خلط کند که اگر میشود مجموعه ای بی نظم را تصور کرد ناقض علیت میشود , همانطور که مجموعه با نظم واجد علیت است؟؟؟

باید گفت نظم زمانی معنا میدهد که یک مجموعه ای دارای اجزایی باشد که این اجزاء در ارتباط با یکدیگر باشند و نتیجه ای را تعاقب بکنند.

خب گفتیم این از روی نظم است , چون قوانین حاکم بر جهان است و قوانین هم با اصل علیت پذیرفته میشود.

خب حال تصور کنید مجموعه ای که دارای اجزاء باشد ولی در ارتباط باهم نباشد تا هدفی را دنبال کنند , آیا این مخل علیت است ؟؟ خیر
آیا نظم ذاتی این مجوعه است؟؟ خیر

پس نظم بر عالم ماده احاطه دارد.

اما در کبرای قضیه گفته شد که هر نظمی ناظمی دارد.
خب وقتی قوانین حاکم بر جهان باشد که وجود این قوانین بر پایه اصل علیت است , پس هر معلولی علتی دارد.
خب علت نظم ناظم آن است.
پس هر نظمی ناظمی دارد.

و گفته شد که نظم ذاتی یک مجموعه نیست ,چون که چیزی که فاقد شی است نمیتواند معطی آن باشد.پس نظم ذاتی یک مجموعه نیست و جهان هم متشکل از مجموعه میباشد.
و جهان مادی هم با تمام مجموعه هایش , دارای ذاتی به نام نظم نیستند. پس نظم باید از,ناظمی نشات گرفته باشد که از خارج جهان ماده آن را پدید اورده است.ناظمی که جهان را بر پایه قوانین و نظم اداره میکند.
پس جهان منحصر در ماده نیست و ماورای آن عالم دیگری وجود دارد.و ناظم آن فردی عالم و با قدرت است.بخلاف ماده که دارای شعور و علم و تدبیر نیست.


اما شبهه ای را هاسپرز گفته است که یک نقاشی برای فردی زیباس و برای فرد دیگر زشت.

باید گفت که نظم زیبا شناختی در واقع نوعی دیدگاه و سلیقه ای شخصی است.
و اینکه هر نقاشیی اینگونه نیست که بعضی انرا زشت و بعضی انرا زیبا بدانند. پس حکم جزء رانباید به کل داد.

و اینکه وجود نقاش و نقاشی و فعل کشیدن همه یک مجموعه ای است برای رسیدن به غایتی که آن هم از روی نظم است.
و نظم مصنوعی و اعتباری نیز یک نظم حقیقی نمیباشد.و همچنین نظم غایی نیز یه نظم حقیقی نیست.بلکه نظم علی حاکم بر جهان طبیعت یک نوع نظم حقیقی میباشد.

و السلام علی من اتبع الهدی
نویسنده : مدیر وبلاگ

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی