گامی به سوی خداباوری

با کدام قانون علیت می‌توان خدا را اثبات کرد ؟؟؟

| چهارشنبه, ۱۰ آذر ۱۳۹۵، ۰۳:۵۴ ب.ظ

 با کدام قانون علیت می‌توان خدا را اثبات کرد ؟؟؟

 نسبت به قانون علیت چهار دیدگاه وجود دارد. هر دیدگاه نیز بنا بر خاصیتی که بر آن استوار می‌شود، نتیجه مخصوص به خود را دارد.

دیدگاه اول:

براساس دیدگاه نخست، «قانون علیت» یک «قانون تجربی» است. در این دیدگاه قانون علیت را نتیجه استقراء می‌دانند؛ مثل اینکه از کودکی دیده‌ایم آب روان است، یا آتش گرم است؛ لذا آن را پذیرفته‌ایم فیلسوفانی همچون ارسطو، هیوم و شهید صدر در پی اثبات این دیدگاه هستند.

1ـ ارسطو در منطق‌ خود می‌گوید: تمام کبریات قیاس‌ها از استقراء گرفته شده است. حتی قانون علیت هم از استقراء به‌دست آمده است.

نتیجه این که:

بنا بر این مبناءِ که ما قانون علیت را قانونی تجربی و حسی بدانیم، اثبات خدا مشکل می‌شود.

2ـ هیوم می‌گوید: ما نمی‌توانیم برای اثبات خدا، از قانون علیت استفاده کنیم؛ زیرا قانون علیت را از تجربه و استقرا گرفته‌ایم؛ مثلاً مکرر دیدیم که خانه را بنّاء می‌سازد، یا آب خنک می‌کند. ما به این تصدیق حسی در ذهن‌ خود عادت کرده‌ایم که خانه سازنده دارد و آب خنک می‌کند؛ اما حتی یک بار هم ندیده‌ایم که خدا جهان را خلق کند. پس هیچ استقرائی از او نداریم. بنابراین تجربه نکرده‌ایم. ما تا به حال ندیده‌ایم، شاید جهان به گونه‌ای دیگر، پدیدار شده است. ما تا محدوده‌ای که علیت حسی را تجربه کرده‌ایم، می‌توانیم از قانون علیت، استفاده کنیم؛ ولی بیش از آن، مجاز نیستیم. هیوم قانون علیت را تجربی، استقرائی می‌داند. او می‌گوید: تکرار در یک تجربه، عادتی را در انسان ایجاد می‌کند که آن عادت «قانون علیت» خوانده می‌شود.

3 - سومین کسی که قانون علیت را بر اساس استقراء می‌داند، مرحوم شهید صدر است. ایشان در کتاب الاستقراء این نظریه را مطرح می‌نماید. و شهید صدر می‌نویسد: مرحوم ملاصدرا و مرحوم علامه طباطبائی و... در قانون علیت به مصادره به مطلوب، دچار شده‌اند. لذا شهید صدر که چنین می‌بیند، از راه استقراء وارد می‌شود تا قانون علیت را از طریق استقراء ثابت نموده تا منجر به اثبات خدا شود. ایشان از راه حساب احتمالات پیش می‌رود. می‌گوید: هر چه ساختمان چیزی پیچیده‌تر باشد، احتمال تصادفی بودن آن، کمتر می‌شود و انسان، آن احتمال خیلی کم را نادیده می‌گیرد و به ‎آن عمل نمی‌نماید. انسان به آن طرفی که بیشترین احتمال را دارد یقین، اطمینان و عمل می‌کند. البته این یقین، یقینی که احتمال خلاف آن، صفر باشد، نیست؛ اما احتمال خلاف آن، نزدیک به صفر است.

آقای سروش در مکتوبات و سخنرانی‌ها، این را رد نموده‌ است.

وی می‌گوید: «از آنجا که عقلاً احتمال خلاف در واقع هست، پس احتمال تصادف صفر نیست؛ لذا هنوز احتمال خلقت تصادفی وجود دارد. و این شیوة مرحوم صدر از حیث روان‌شناسی خوب است، اما از نظر فلسفی پذیرفته نیست. چون باز عقلاً احتمال تصادف وجود دارد».

شهید صدر می‌خواهد بگوید: هر چه تجربه، تکرار شود، میزان احتمال و گمان افزایش می‌یابد تا به مرز یقین عرفی برسد.

پس ارسطو، هیوم و مرحوم شهید صدر، مبنای علیت را استقرار می‌دانند؛ ولی هر کدام به گونه‌ای مخصوص به‌خود استدلال می‌کنند. به طور کلی، تجربی بودن قانونی علیت، موجب درست شدن امر اثبات «خدای‌نادیده»، نمی‌شود. زیرا در نهایت آن طوری که هیوم و... می‌گویند ما در علوم تجربی تکرار را می‌بینیم، و استقراء داریم ولی در مورد «خلقت جهان توسط خدا»، یک بار هم این خلقت را ندیدیم.

دیدگاه‌ دوم:

دیدگاه دوم قانون علیت را فطری می‌داند؛ مانند زنبورعسل که فطرتاً خانه شش ضلعی می‌سازد همچنین انسان قانون علیت و قانون استحاله اجتماع نقیضین را، فطرتاً محال می‌داند چون علم ما باین قانون‌ها فطری است یعنی این قوانین علمی خدادادی هستند؛ چنان‌که دکارت می‌گفت تصور خدا، فطری و علمی خدادادی، است.