گامی به سوی خداباوری

علوم طبیعی و دین در دنیایی بی ثبات

| پنجشنبه, ۲۷ آبان ۱۳۹۵، ۱۱:۲۴ ق.ظ
علوم طبیعی و دین در دنیایی بی ثبات

         


تفکر علمی و تفکر دینی نشان دهنده دو نظام مهم فکری انسان اند.

قسمت اعظم انسان های کره زمین در مناسبات روزمره بسیار تحت تأثیر دین قرار دارند و از نظر آنان علم فقط در صنعت کاربرد دارد.

 

با وجود نفوذ عقاید دینی بر مردم باز قسمت زیادی از تشکیلات و سازمان های ما بر اساس <<اصالت تجربه>> بنا شده و بوجود آمده و دین در کنار این سازمان ها در بالاترین درجه قرار دارد و نقشی نمادین دارد برای مثال:

کلیسای رسمی انگلستان در قانون اساسی سنتی آن کشور تعیین شده است.

  

البته استثناهایی هم نیز وجود دارد مانند:

جمهوری ایرلند و دولت اسرائیل بر اساس مذهب پدید آمده و تجدید حیات اسلام علیه مادی گرایی نیز،حکومت دین یر تصمیمات سیاسی و اجتماعی را روز به روز قوی تر و بیشتر می کند.

 

در جوامع صنعتی که نفوذ و آثار علوم طبیعی از اهمیت والایی برخوردار است،ارتباط مردم با موسسات مذهبی در سطح پایین خود قرار دارد. برای مثال انگلستان تعداد بسیار کمی هسنند که مرتب به کلیسا می روند و البته شاهد اشتباه خواهند بود،زیرا اگر معتقد شویم که بین این دو پدیده یعنی نفوذ کم مذهب و از یک سو،نفوذ و اعتبار زیاد علم و صنعت و از سوی دیگر رابطه بی واسطه ای وجود دارد.

افراد زیادی با عقاید خاصی وجود دارند که انسان ممکن است آن هارا جز افراد مذهبی بشمارد،.در حالی که که شاید اصول دین را قبول نداشته باشد و شاید از آن بی اطلاع باشد.

هر دانشمندی قبول دارد که داشتن تفکر علمی به معنی رها کردن تفکر مذهبی نیست،زیرا با نفوذ گسترده شدیدی که علم بر دنیا دارد هنوز هم نیز احساس می شود همانفدر مفهوم (وحی آسمانی) درک پاپذیر است از گروه مخالف.

دین بر خلاف علم بر روی مکاشفه و متافیزیک و حکمت الهی بنا شده ،در دین ناب اسلام شخص مؤمن باید با تفکر و تحقیق به خداوند ایمان بیاورد وگرنه غیر این آن شخص یک یک مؤمن واقعی نیست.

اما در اروپا که دین مسیحیت حاکم است شخص باید بدون تفکر به خداوند ایمان داشته باشد ،دین مسیحیت دچار تحریفات زیادی شده و این یکی از دلایل گسترش الحاد در غرب است،زیرا بین مسیحیت و علم تضاد بوجود آمده و متاسفانه اشخاص ملحد از این موضوع سو استفاده میکنند و آن را از رو جهل خود علیه دین های دیگر نیز تبلیغ می کنند.

ملحدان دنیا باید بدانند که هرگز نمی توانند با پیشرفت روز افزون علم عقاید دروغین و پوچ گرایی خود را بر مسلمانان تلقین کنند چون دین ما برای این اشخاص همیشه پاسخ دارد بر خلاف مسیحیت.

 

در این مقاله بنده سعی دارم کیفیت آفرینش و خلقت دنیارو بررسی کنم و در مقاله های بعدی نیز به اثبات خداوند خواهم پرداخت.

 

حدود 18 میلیارد سال پیش انفجار انفجار عظیمی عظیمی انجام شد که در همان لحظات خلقت به وقوع پیوسته، امروزه اکثر هیئت دانان و ستاره شناسان پیرو این نظریه هستند و نکات بسیار زیادی اثبات می کنند که ممکن است این نظریه درست باشد.

 

ادوین هابل کاشف انبساط کیهان

 

بطور کلی امروزه چنین پذیرفته می شود که فضا، زمان، ماده، انرژی و قوانین طبیعت جملگی با بیگ بنگ پا به عرصه وجود گذاشته اند. شاهد و دلیل وجود بیگ بنگ، قانون مشاهده شده هابل است. ادوین هابل (Edwin Hubble) در سال 1929از طریق مشاهدات خود و بررسی روی انتقال به سرخ 24کهکشان و مقایسهٔ آنها با یکدیگر به این نتیجه رسید که کهکشانهای دورتر با سرعت بیشتری در حال دور شدن هستند، همانطوری که معادلات اینشتین پیش بینی کرده بودند. دانشمندان به این فکر افتادند که اگر جهان در حال انبساط باشد، پس احتمالا آغازی دارد. اگر این کهکشان ها در گذشته های دور، به زمین خیلی نزدیک تر بودند. اگر حرکت کهکشان ها در زمان گذشته را در ذهن خود مسیریابی کنیم ، نه تنها به زمانی می رسیم که جهان آغاز شده، بلکه به این مفهوم می رسیم که کلیه کهکشان ها باید از یک حجم کوچکی شروع به حرکت کرده باشند.

 

ثابت هابل ( H ) که یکی از مهمترین ثابت ها در علم کیهان شناسی محسوب می شود، نشان می دهد که جهان با چه سرعتی در حال انبساط است. به عنوان مثال، نوار ویدئویی ضبط شده از یک انفجار را در نظر بگیرید. در ویدئوی ضبط شده، ذرات ناشی از انفجار را در حال دور شدن از مرکز انفجار می بینیم. به این ترتیب می توانیم سرعت دور شدن ذرات را از مرکز انفجار محاسبه کنیم. ولی از طرف دیگر همچنین می توانیم ویدئو را به عقب باز گردانیم تا لحظه ای که تمام ذرات در یک نقطه متمرکز شوند. از آنجایی را که سرعت انبساط را از قبل می دانیم، می توانیم به عقب بازگشته و زمانی را که در آن انفجار رخ داده است را محاسبه کنیم.

  

1 ) قبل از 43- ^10 ثانیه، عصر پلانک

 

تقریبا هیچ چیز در مورد عصر پلانک مشخص نیست. در انرژی پلانک (19^10 میلیارد الکترون ولت ) ، نیروی گرانش به اندازۀ نیروهای کوانتومی قوی بوده است. در نتیجه ، چهار نیروی جهان احتمالا در یک «ابر نیرو» متحد بوده اند. شاید جهان در فاز کاملی از «هیچ» یا فضای خالی با ابعاد بیشتر، وجود داشته است. تقارن مرموزی که تمام این چهار نیرو را با هم ترکیب می کند باعث تغییر ناپذیری معادلات می گردد، بیشتر «ابر تقارن» است. به دلایل ناشناخته، تقارن مرموزی که تمام چهار نیرو را متحد ساخته، شکسته شده و حباب کوچکی شکل گرفته است. این حباب کوچک همان جهان جنینی ما است که شاید در نتیجه یک افت و خیز کوانتومی تصادفی ایجاد شده باشد. اندازۀ این حباب برابر «طول پلانک» یعنی 33- ^10 سانتیمتر، بوده است.

  

2 ) 34- ^10 ثانیه ، عصر گات 

شکست تقارن حبابی به وجود آورد که به سرعت انبساط یافت. با متورم شدن حباب، چهار نیروی بنیادی به سرعت جدا شدند. گرانش، اولین نیرویی بود که از سه نیروی دیگر جدا شد و به این ترتیب موج ضربه ای را در سراسر جهان آزاد کرد. تقارن اصلی ابر نیرو به تقارن کوچکتری شکسته شد، شاید به تقارن گات. بر هم کنشهای قوی، ضعیف و الکترومغناطیسی باقی مانده، هنوز از طریق تقارن گات با هم متحد بودند. جهان در طی این مرحله، به دلایلی که هنوز مشخص نیست، با ضریب بسیار بزرگی، حدود ۵۰^۱۰ متورم و باعث شد فضا سریع تر از سرعت نور منبسط شود. دما در این حالت برابر ۳۲^۱۰ بوده است.

 

3 ) 24- ^10 ثانیه ، پایان تورم

 با جدا شدن نیروی قوی از دو نیروی دیگر، دما به 27^10 درجه کاهش یافت. دورۀ تورم پایان یافت، جهان آرام گرفت و از آن پس با انبساط استاندارد فریدمن به کار خود ادامه داد. در این حالت، جهان «سوپ» پلاسمای داغ شامل کوارک ها، گلئون ها و لپتون ها آزاد بود. کوارک های آزاد پس از تراکم به پروتون ها و نوترونهای امروزی تبدیل شدند. جهان ما در این مرحله هنوز بسیار کوچک بود و ابعاد آن تنها به ابعاد فعلی منظومۀ شمسی می رسید. ماده و پاد ماده یکدیگر را خنثی کردند، اما مقدار ماده نسبت به پاد ماده کمی بیشتر بود ( یک در میلیارد ) و باعث به وجود آمدن ماده ای شد که امروزه در اطراف خود می بینیم. ( با مشاهدۀ ذره بوزون هیگز و چگونگی جرم دار شدن ماده که توسط برخود دهندۀ بزرگ هادرون انجام شد دانشمندان توانستند این مرحله را بازسازی کنند. )

  

4 ) سه دقیقه ، شکل گیری هسته ها 

دما به اندازۀ کافی برای شکل گرفتن هسته ها کاهش پیدا کرده است. طی فرایند همجوشی، هیدروژن به هلیم تبدیل شد. ( که نسبت 75 درصد هیدروؤن به 25 درصد هلیم را در جهان ایجاد کرد. ) مقادیر ناچیزی لیتیم شکل گرفت، ولی فرایند همجوشی عناصر بالاتر ، به دلیل اینکه هسته های دارای 5 ذره خیلی ناپایدار بودند، متوقف شد. جهان به دلیل تفرق نور به وسیلۀ الکترون های آزاد غیر شفاف بود. این مرحله ، پایان عمر گوی آتشین اولیه محسوب می شود.

 

5 ) 380000 سال بعد ، اتم ها متولد می شوند

 دما به 3000 درجه کلوین کاهش یافت. با جایگیری الکترون ها در اطراف هسته ها، اتم ها شکل گرفتند، بدون اینکه به دلیل گرما از هم پاشیده شوند. فوتون ها هم اکنون می توانستند بی آنکه جذب شوند، آزادانه حرکت کنند. این همان تابشی است که به وسیلۀ COBE و WMAP اندازه گیری شده است. جهانی که زمانی مات و مملو از پلاسما بود، حالا شفاف شد. آسمان بجای سفید، اکنون سیاه بود.

 

6 ) یک میلیارد سال بعد ، ستارگان متراکم می شوند

 دما به 18 درجه کلوین کاهش یافت. اختروش ها ، کهکشان ها و خوشه های کهکشانی، عمدتا به عنوان نتایج فرعی افت و خیزهای کوچک کوانتومی در گوی آتشین اولیه، شروع به تراکم نمودند. عناصر سبک، مثل کربن ، اکسیژن و نیتروژن در ستارگان ساخته شدند. ستارگان شاخته شدند. ستارگان در حال انفجار ، عناصر بعد از آهن را در اسمانها پراکندند. این دوره، دورترین دوره ای است که به وسیلۀ تلسکوپ هابل تصویربرداری شده و قابل تجسس و بررسی است. 

7) 6،5 میلیارد سال ، انبساط دِسیتر

 انبساط فریدمن به تدریج پایان یافت و سرعت انبساط جهان رو به افزایش گذاشت. به این ترتیب، جهان وارد مرحله ای به نام انبساط دِسیتر شد. در این مرحله، نیروی مرموز ضد گرانشی که هنوز شناسایی نشده، جهان را به پیش می راند.

  

8) 13،8 میلیار سال ، امروز

 اکنون دما به 2،7 درجه کلوین کاهش یافته است. ما شاهد جهان امروزی، شامل کهکشانها، ستاره ها و سیارات هستیم. سرعت جهان، در یک حالت گریز، رو به افزایش است.

 

این نظریه طرفداران زیادی میان ستاره شناسان دارد و اثبات کننده خلقت و آفرینش است و دلایل زیادی برای اثبات علمی آن است.

باید بگوییم که علوم طبیعی به شدت از خلقت حمایت می کند.

 

و کیفیت دنیا و دلیل دیگری در اثبات حدوث دنیا که بسیار مهم است و ضریه محکمی به عقاید ملحدین است که با بیگ بنگ اثبات کردیم که دنیا علت دارد و هم اکنون باید به رد ازلی بودن دنیا پرداخت.

                 

                          

 

 

آیا جهان از ازل تا ابد بوده و خواهد بود؟؟

 

کمی با دقت فکر کنید.این عالم نمی توانسته همیشه از ازل اینجا بوده باشد.اگر از ازل تا به امروز تعداد بینهایت لحظه تا قبل از اکنون گذشته باشد،امروز اصلا نمی تونسته آمده باشد.از آنجایی که امروز آمده است ،از این رو باید تعداد محدودی از لحظات تا قبل از امروز رخ داده باشد.عالم باید حتما نقطه آغازی داشته باشد.امکان شمارش از صفر تا بینهایت وجود دارد ولی از بینهایت تا بینهایت معنی ندارد.چرا چون شمارش از منفی بینهایت تا صفر را نمی توان هیچگاه شروع کرد.نقطه شروعی برای آن متصور نیست.

 

یکی از قوانین پایه ای و اساسی فیزیک قانون دوم ترمودینامیک است که از ارزش والایی برخودار است.

 اینگونه عنوان می کند که مقدار انرژی قابل استفاده در هر سیستم بسته ای(یا سیستم باز) در حال کاهش یافتن است.

یا اینکه اینگونه می توانیم بگوئیم که اگر پدیده ها را به حال خود رها کنیم به سوی بی نظمی پیش می روند.  ما هر روزه اثر چنین قانونی را احساس کرده و تجربه می کنیم.ساعت شما،ماشین شما،جسم و بدن شما همه رو به تحلیل رفتن و نابودی هستند.به این قضیه بیشتر فکر کنید:

 

 

اگر ساعت شما همیشه از ازل تا به امروز اینجا بوده است،آیا کماکان تیک تاک می کرد واقعا امکان چنین چیزی بود؟؟

اگر شما از ازل وجود داشتی چه تصوری از صورت خود داشتید و چه شکلی بودید؟؟

 

اگر این عالم از ازل وجود داشته است،یعنی از منفی بینهایت لحظه قبل موجود بوده است طبق قانون آنتروپی باید حتما میلیونها بینهایت قبل این سیستم به حالت تعادلی خود می رسیده است.ولی با کمال تعجیب می بینیم که هنوز عالم ما به حالت تعادلی ترمودینامیکی خود نرسیده است.پس نتیجه می گیریم که این عالم از ازل نبوده است و حتما لحظه شروعی داشته است و تا کنون مقداری از عمر آن طی شده است و هنوز به پایان عمر خود نرسیده است. این حکمی است که ترمودینامیک می کند.

 

مفهوم کلی این قانون می گوید:

نظم جهان بی وقفه کم می شود و دنیا رو به تغییرات بازگشت ناپذیر است زیرا اگر بخواهد به نظم اولش برگردد باید بی نظمی هارا به نظم تبدیل کند که این نکته با قانون دوم ترمودینامیک در تضاد است.

 

فیزیک دانان از مفهوم ریاضی به نام <<آنتروپی>>استفاده می کنند تا با آن میزان بی نظمی را به صورت <<مقداری>>درک کنند و آزمایش ها نشان داده آنتروپی یک سیستم هرگز کم نمی شود و رو به افزایش است.

 

اگر ارتباط سیستمی با محیط اطراف خود قطع شود و سیستم خارج ارتباطی نداشته باشد میزان آنتروپی از طریق تمام دگرگونی های حادث شونده در آن به حدی بالا می رود که دیگر امکان بیشتر شدن و ادامه آن نباشد و پس از آن دیگر اتفاقی نمی افتد و جهان به وضع تعادل ترمودینامیکی خود رسیده است.

 

تا زمانی که در منظومه و سیستمی نقش محدود و تابع شرایط حکومت می کند که مدام و به اجبار به سوی حالت بی نظمی و در نهایت به سوی تعادل ترمودینامیکی خود می رود بنابراین فقط می توان دو نتیجه گرفت:

 

الف)چنین سیستمی در لحظه ای که به حالت ترمودینامیکی خود می رسد،می میرد.فیزیک دانان به این حالت مرگ گرمایی می گویند سیستم می گویند.

 

ب)چنین سیستمی نمی تواند همیشه موجود بوده باشد[ازلی]باشد.پس در لحظه ای از گذشته بوجود آمده و ازلی نیست.

 

 

این قانون می گوید هرگز مواد باقی مانده ستارگان مرده هرگز دوباره به طور کامل مجتمع و فعال نمی شود،زیرا آن انرژی که در ابتدا ستاره را فعال می کرده در زمانی بسیار طولانی به صورت نور در فضای لایتناهی پخش و پراکنده شده و قسمتی از آن نیز در سیاهچاله ها گم شده و هرگز قابل برگشت نیست.

 

 

بنابراین:

 

روزی میرسد آمد که تمام اجسام به درجه حرارت پست و در حد صفر می رسند در این مرحله ماده به طور کامل و  مطلق نابود میشود زیرا ماده از ذات خود دارای حرکت جوهری است از این رو قانون دوم ترمودینامیک نابودی ماده را به طور مطلق ثابت می کند.

 در این روز دیگر انرژی قابل مصرف نیست و دیگر زندگی نخواهد بود. اگر در این حالت جهان را ازلی بدانیم هم اکنون در زمان بی نهایت هستیم و باید به مرگ ترمودینامیکی خود رسیده باشیم که می بینیم این طور نیست پس جهان ازلی نبوده نیست و نخواهد بود.

 

زیرا انرژی رو به اتلاف است و قابل برگشت نیست که استفاده مجدد از آن بشود.

  

و از ملحدین میپرسیم:

 

اگر جهان ازلیست چرا به مرگ ترمودینامیکی نرسیده ایم و انرژی هرگز قابل برگشت برای استفاده مجدد نیست؟

  

به راستی که چنان برنامه ریزی هایی اثبات کننده طراحی هوشمند دنیا و کائنات و هدفمند بودن جهان و دلایلی کافی برای اثبات خلقت دنیا نیست؟؟ 

 


منابع:

وبسایت Big bang

کتاب خداوند و فیزیک مدرن نوشته پروفسور پائول دیویس

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی